رابطه والدین ناسالم و تشكیل شخصیت بزه‌كارانه در كودك را شاید بتوان ركن اصلی ارتكاب جرایم دانست. بطور كلی والدین هستند كه بذر افكار و احساسات را در فرزندان خود می‌كارند در بعضی از خانواده‌ها بذر عشق ، محبت احترام و اتكاء به نفس و آزادی و در بعضی دیگر ، بذر ترس ، گناه و اجبار كاشته می‌شود طبیعی است كه گاهی والدین بر سر كودكان خود داد بزنند و شاید اتفاق بیفتد كه آنها را تنبیه بدنی كنند. آیا اینها والدین بدی هستند؟ البته كه نه ، آنها هم انسانند و مسائل شخصی خود را دارند كه باعث می‌شود گاهی كنترل خود را از دست بدهند اما بعد با محبت یا عذرخواهی آن را جبران می‌نمایند ولی تعدادی از والدین نیز هستند كه یك سری ناراحتی كه مدام روی بچه‌های خود پیاده می‌كنند و این امر باعث خراب كردن زندگی آنها می‌شود...

رابطه والدین ناسالم و تشكیل شخصیت بزه‌كارانه در كودك را شاید بتوان ركن اصلی ارتكاب جرایم دانست. بطور كلی والدین هستند كه بذر افكار و احساسات را در فرزندان خود می‌كارند در بعضی از خانواده‌ها بذر عشق ، محبت احترام و اتكاء به نفس و آزادی و در بعضی دیگر ، بذر ترس ، گناه و اجبار كاشته می‌شود طبیعی است كه گاهی والدین بر سر كودكان خود داد بزنند و شاید اتفاق بیفتد كه آنها را تنبیه بدنی كنند. آیا اینها والدین بدی هستند؟ البته كه نه ، آنها هم انسانند و مسائل شخصی خود را دارند كه باعث می‌شود گاهی كنترل خود را از دست بدهند اما بعد با محبت یا عذرخواهی آن را جبران می‌نمایند ولی تعدادی از والدین نیز هستند كه یك سری ناراحتی كه مدام روی بچه‌های خود پیاده می‌كنند و این امر باعث خراب كردن زندگی آنها می‌شود. این رفتار مثل سم در دوران كودكی در تمام وجود كودك پخش شده و درد ناشی از آن به مرور زمان با طفل بزرگتر می‌شود.

عقده‌های كودكی و ارتكاب جرایم:

بسیاری از ناهنجاریها و انحرافات افراد خصوصا جوانان و نوجوانان ناشی از عقده‌های دوران كودكی كه به علل گوناگون درون كودك رشد كرده و در بزرگسالی بصورت یك عمل مجرمانه ظاهر می‌گردد. این مسئله از اهمیت فوق‌العاده ای برخوردار است و لازم است كه مسئولین جامعه و قضات و خصوصا والدین كودكان آن را به خوبی مورد توجه قرار دهند. عدم تربیت صحیح و توجه نكردن به خواسته های طبیعی و بچه‌گانه آنها سختگیری‌های بی‌مورد در بسیاری موارد به تشكیل عقده‌های روانی منجر می‌شود و خواه ناخواه در بزرگسالی این عقده‌ها به طرق مختلفی گشوده می‌شود انجام اعمال مجرمانه از جمله این موارد است. در زمانهای گذشته یعنی هنگامی كه روانشناسی مراحل ابتدایی خود را پشت سر می‌گذاشت تعلیم و تربیت كودكان امر ساده‌ای بود، در آن زمان یك رشته قوانین و مقررات تربیتی وجود داشت و هر كودكی می‌بایست خواه ناخواه از آن پیروی كند، مثلا از كودك می‌خواستند مطیع ، مودب ، خوش اخلاق باشد. هرگز صدایش را بلند نكند و از مقتضیات محیط و اصول اخلاقی متداول پیروی كند. آرزوی والدین كودكانی بود كه روشهای اخلاق و تعلیم و تربیتی را به او بیاموزند تا این مسائل مهم را ملكه ذهن خود كنند. وظیفه تنبیه و گوشمالی نیز از وظایف و اختیارات خاص پدر بشمار می‌رفت كه هر عصر به هنگام بازگشت از كار بدان دست می‌یازید. اما امروزه وضع تعلیم و تربیت بكلی دگرگون شده است. امروزه از انضباط سخن كمتری به میان می‌آید و تكیه بیشتری بر روی تعلیم و تربیت می‌شود. دگرگونی افكار تربیتی در رابطه با كودكان عوامل گوناگونی دارد كه از جمله جنگ جهانی و تعلیمات روانشناسانه و مخصوصا روانكاوی است. فروید معتقد بودك كه سرچشمه اكثر اختلالات روانی عقب‌راندگی تمایلات طبیعی مانند غریزه جنسی یا پرخاشگری است و همواره تاكید می‌كرد كه این تمایلات هنگامیكه رانده می‌شود بصورت اختلالات و بیماریهای روانی بروز می‌كند.

عواطف

عواطف از قبیل ترس و خشم تمایلات جنسی و مهرمادری از مسائلی است كه می‌بایست به دقت مورد توجه قرار گیرد . كودك بیش از هر چیز نیاز به عاطفه دارد اما همین عواطف با همه نیكی و ارزش هرگاه از حد معمول بگذرد و كودكان را عنان گسسته بار آورد خطرات براندازی را به دنبال خواهد داشت. این مسئله بیشتر مربوط به سنین بعد از هفت‌سالگی است به هر حال كودك در مراحل اولیه از عواطف و احساساتی برخوردار است كه می‌بایست به گونه‌ای صحیح مورد توجه قرار گیرد و پرورش صحیح آن به عهده والدین است وگرنه كودك دچار عقده خواهد شد و نهایتا راه انحراف خواهد پیمود.

حس پرخاشگری:

هرگاه حس پرخاشگری طبیعی كودك آزرده یا رانده شود از چرای طبیعی خود منحرف می‌گردد، و به لجاجت و قهر تبدیل می‌شود. كودك اخمو و ترشرو كودكی است كه حس پرخاشگری در وی آزرده شده است. در روانشناسی ثابت شده است كه هرگاه كودكی را از نیروی پرخاشگری خود محروم كنند ، گرفتار یك حس ناامنی و اضطراب خواهد گردید و بعید نیست برای تامین آرامش خیال خود به یك ناراحتی روحی متوسل شود زیرا تنها به آن وسیله می‌تواند حمایت از خویش را تامین كند و یا از زیر بار مسئولیت بگریزد و یا آنكه اراده خودش را تحمیل كند. سئوالی كه در اینجا پیش می‌آید این است كه در مقابل كودك خود سر و لجباز چه باید كرد. پاسخ به این سئوال آسان است بجای جلوگیری از حس خود سری به كودك باید اجازه داد كه این حس بطور سودمندی ابراز گردد. تنها در این صورت است كه می‌توان اراده‌های نیرومند و شخصیت‌های قوی بوجودآورد. نكته‌ای كه در اینجا وجود دارد این است كه والدین تا حد ممكن باید از امر و نهی بی مورد بپرهیزند، مثلا وقتی كودك در حال بازی با صندلی است اگر احتمال آسیب او نمی‌رود نباید او را از این كار بازداشت و گفت: بچه‌جان به این صندلی دست نزن می‌افتی. و اگر كودك می‌خواهد میوه را پوست بكند در صورت امكان باید به او یاد داد كه چگونه میوه را پوست می‌كنند و اگر می‌خواهد در كاری دخالت كند و به شما كمك نماید باید نحوه آن را به او یاد داد. بنابراین در 90% كارها می‌توان كودك را آزاد گذاشت و شیوه صحیح آن عمل را به او آموخت. ولی 10% امور هم هست كه انجام آن به هیچوجه به صلاح كودكان نیست و باید آنها را منع كرد. البته توجه داشته باشید اگر كودكی در 90% امور آزاد باشد نهی از 10% را خواهد پذیرفت و از نظر روانی مشكلی برایش ایجاد نمی‌شود. این توجهات، بردباری زیادی می‌خواهد ولی هر پدر و مادری كه تعلیم و تربیت فرزند را به منزله فنی تلقی كند، باید ساعتهای گرانبها و بیشماری از عمر خود را صرف پرورش كودك نماید درباره كودك باید روش جدی پیش گرفت هنگامیكه كودك را از كار منع می‌سازدی باید مطلقا دستور را رعایت كند به عبارت دیگر والدین باید حتی‌المقدور كودك را منع كنند و آزادش بگذارند ولی اگر او را منع كردند در تصمیم خود راسخ باشند تا زمینه های تربیت صحیح فرزندانرا فراهم آورند. پدر یا مادری می‌توانند روش جدی پیش گیرند بدون آنكه ابراز خشم كنند، كودك باید زود دریابد هنگامیكه مادرش گفت نه منظورش نه است و تخلف از آن دستور میسر نیست لكن مادر این كلمه نه را باید حتی‌المقدور كمتر بكار برد و آن را تنها برای موارد ضروری اختصاص دهد.

آزادی و ارتباط:<

در ارتباط با تربیت كودك دو اصل یا شاید دو روش وجود دارد به نظر می‌رسد با هم متضاد هستند. در حالیكه با هم تبانی ندارند بلكه تا اندازه زیادی به هم بستگی دارند عده‌ای معتقدند كه باید به كودكان ازادی كامل داد تا هر عملی را كه می‌خواهند انجام دهند. عده دیگر اظهار می‌دارند كه باید در تعلیم و تربیت انضباط را كاملا رعایت كرد. باید گفت این دو مفهوم به هم وابسته‌اند، یعنی اینكه انضباط برای آزادی حقیقی و ازادی حقیقی برای انضباط ضرورت كامل دارد. برای مثال هر گاه كودك بخواهد از درخت بالا رود و شما او را به سختی منع كنید، علیه دستور شما علم طغیان خواهد افراشت و به محض اینكه شما به او پشت كردید از اجرای دستور شما سرباز خواهد زد. بدین طریق مشاهده می‌شود كه آزادی و انضباط شدید هر دو دارای عواقب خطرناكی است اما هر گاه بالا رفتن از درخت را به كودك تعلیم دهید، بدین محض كه به او بیاموزید استحكام هر شاخه را قبل از تكیه كردن بر آن آزمایش كند و برای موارد لغزندن احتمالی و تكیه‌گاه احتیاطی را همواره در نظر بگیرد آنگاه می‌توانید برای بالارفتن از درخت از هر حیث به وی آزادی بدهید و سخت مراقب باشید تا از درخت نیفتد و آسیب به او نرسد.

به آینده كودكان امیدوار باشیم:<

بسیاری از ما به غلط بر این باوریم كه اگر مرتكب اشتباهی در مورد فرزندمان در زمان كودكی او شدیم، تاثیر آن در تمام زندگی او خواهد ماند. اشتباهات اولیه والدین قابل برگشت نیستند ولی كودكان انعطاف‌پذیر و سازشكار هستند رشد آنها جریانی مداوم است و شخصیت كودك پیوسته و در حال خودشكوفایی است در آینده بسیاری از خصوصیات اخلاقی كودك كه مشكل آفرین بوده می‌تواند در جوانی تبدیل به خصوصیاتی سازنده شود. بسیاری از كودكان ناسازگار دارای قدرت خلاقیت و تخیل غیرعادی هستند و این به دلیل قدرت درك و آزادگی در این گونه كودكان است، الینور روز ولت كه كناره جو و خجالتی بود هرگز خانواده‌اش او را درك نكردند. آلبرت انیشتن نیز كناره جو و خجالتی بود دیر شروع به صحبت كرد و هیچ دوستی نداشت رفتاری عجیب داشت و برای معلمین خود ایجاد مشكل می‌كرد. والدینش او را غیرعادی می‌دانستند. خانواده توماس ادیسون او را غیرعادی می‌خواندند و مادرش او را به خاطر وجود مشكلات از مدرسه درآورد. پابلو پیكاسو كودكی بسیار لجباز و یك دهنده بود و فقط روی نقاشی تاكید می‌كرد.

البته همه كودكان ناسازگار سرنوشتی یكسان ندارند ولی هر كدام از آنها لیاقت داشتن موقعیت‌هایی را برای نشان دادن استعدادهای ذاتی خود دارند. امید است كه در این نوشتار توانسته‌ باشیم رابطه عقده‌های دوران كودكی و ارتكاب جرایم و راه‌حلهای آن را بیان داشته باشیم.



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 اسفند 1387 توسط اسدالله‌ زاده
تمامی حقوق این سایت و مطالب آن متعلق به سایت شخصی و تخصصی اسدالله زاده می باشد.
Weblog Themes by Blog Skin