فصل سوم - دارندگان حق مؤلف
1- تمایز بین عنوان مؤلف و عنوان دارنده حق مؤلف -
ضرورت فرق گذاشتن بین این دو از یك طرف از این نكته ناشی می شود كه فقط اشخاص حقیقی قادر به خلق اثر فكری هستند واز سویی دیگر ، ناشی از این امر است كه قانون ، عنوان دارنده حق مؤلف را استثنائاً برای اشخاص حقوقی نیز قائل شده است گو اینكه این اشخاص نمی توانند پدید آورنده هنری باشند ، زیرا خلق آثارفكری ، باهوش و احساس ملازمه دارند كه شركتها و انجمنها از آنها برخوردار نیستند...
فصل سوم - دارندگان حق مؤلف
1- تمایز بین عنوان مؤلف و عنوان دارنده حق مؤلف -
ضرورت فرق گذاشتن بین این دو از یك طرف از این نكته ناشی می شود كه فقط اشخاص حقیقی قادر به خلق اثر فكری هستند واز سویی دیگر ، ناشی از این امر است كه قانون ، عنوان دارنده حق مؤلف را استثنائاً برای اشخاص حقوقی نیز قائل شده است گو اینكه این اشخاص نمی توانند پدید آورنده هنری باشند ، زیرا خلق آثارفكری ، باهوش و احساس ملازمه دارند كه شركتها و انجمنها از آنها برخوردار نیستند .
برای نشان دادن این اختلاف پیشنهاد شده است كه شخص طبیعی یا حقیقی كه اثر فكری را خلق كرده است ، به عنوان دارنده اصلی حق مؤلف تلقی گردد، در حالیكه شخص حقوقی كه قانونگذار چنین عنوانی را برای او قائل شده است ،دارنده فرعی مؤلف تلقی شود .
این تفكیك كه ممكن است در موردی بكار برده شود كه یك شخص حقیقی صاحب اصلی حق مولف ، حق خود وكلیه مزایای آن را به یك شخص حقوقی منتقل می نماید ( در صورتی كه قانون ملی چنین انتقالی را اجازه دهد ) اگر خود قانون ، شخص حقوقی را واجد حق مؤلف بداند ، چنانكه غالباً در مورد ایجاد آثار هنری جمعی اتفاق می افتد ، دیگر معتبر نخواهد بود .
به همین جهت بنظر ما قائل شدن تفاوت بین عنوان مؤلف كه فقط به شخص حقیقی پدید آورنده اثر تعلق دارد به عنوان دارنده حق مؤلف كه می تواند نه فقط به شخص حقیقی بلكه استثنائاً به موجب قانون و اشخاص حقوقی نیز تعلق می گیرد ، مفید می باشد .
2- دارندگان حق مؤلف در مورد آثار تركیبی ، جمعی و آثاری كه با همكاری عده ای خلق می شوند ( آثار مشترك ) :
در قانون حق مؤلف فرانسه ، اثر جدیدی كه با یك اثر قبلی بدون همكاری مؤلف این اثر تركیب شده باشد ، تحت عنوان اثر تركیبی Oeuvre Composite ذكر شده است ( بند 2 ماده 9 ) .
این عنوان در مورد ترجمه واقتباس وسایر تغییراتی كه بوسیله شخص دیگری غیر از مؤلف اصلی صورت می گیرد ، بكار میرود . حق مؤلف درمورد آثار تركیبی به شرط محفوظ نگاهداشتن حق مؤلف اصلی ، به تركیب كننده اثر تعلق میگیرد . واما در مورد آثاری كه با همكاری چند نفر پدی می آیند (آثار مشترك ) Oeuvres de Collaboration در عقیده وجود دارد : طبق نظریه محدود كننده كه در حقوق آلمان ، انگلیس ،سوئیس و كشورهای اسكاندیناوی و غیره پذیرفته شده است ، چنین آثاری عبارتند از كارهایی كه به وسیله چندین نفر بوجود می آید و مشاركت هر یك از مؤلفان در خلق اثر مشترك به اندازه ای با هم آمیخته است كه تشخیص سهم دقیق هریك از آنها امكان پذیر نیست .
رمانهای ژروم ( Jerome ) و ژان تارو ( Jean Tharaud ) یا خاطرات برادران گنگور ( Goncourt ) نمونه های بارز از اینگونه آثار به شمار می روند . خصوصیت ممیزه چنین آثاری تفكیك ناپذیر مطلق قسمتهای مختلف آنهاست . گاهی اینگونه آثار را بنام
( آثار ناشی از همكاری تفكیك ناپذیر می خوانند ) .
حقوق مؤلف بطور مشترك به این همكاران تعلق دارد كه باید از امتیازات و اختیارات خود طبق یك توافق مشترك برخوردار گردند .
برطبق طرز فكر وسیعتری كه در بلژیك ، فرانسه ، روسیه و شوروی ، رومانی چند كشور آمریكای لاتین پذیرفته شده است ، آثاری كه با همكاری عده ای خلق می شوند ، ( آثار مشترك ) عبارتند از آثار مشتركی كه مطلقاً تفكیك ناپذیرند و همچنین آثاری كه بوسیله چندین نفر بر مبنای یك برداشت و الهام مشترك ولی جدا جدا بنحوی كه سهم هر یك از همكاران قابل تشخیص است ، بوجود می ایند . مثالهایی كه در این نوع آثار می توان ذكر كرد عبارتند از : اپراها ، اپرتها ، كمدی موزیكالها و غیر آن .
خصوصیت اینگونه آثار تفكیك ناپذیری نسبی آنها ست و گاهی هم این آثار ( آثار مشترك قابل تفكیك oeuvres de Collaboration divisible خوانده می شوند . هریك از همكاران از یك حق مؤلف نسبت به سهم شخصی خود و ضمناً از یك حق مؤلف مشترك با سایر همكاران ، نسبت به مجموع اثر برخوردار می گردد .
اثر جمعی oeuvre Collective اثری است كه به ابتكار یك شخص طبیعی یا حقوقی و تحت مدیریت و بنام او منتشر می شود و در ایجاد آن چندین نفر همكاری كرده اند به نحوی كه نمی توان برای هریك از آنان علاوه برحق مؤلف نسبت به سهم و بخش ویژه او حق مؤلف برای مجموع اثر قائل گردید. حق مؤلف نسبت به مجموع چنین اثر جمعی به شخصی كه ابتكار و مدیریت ایجاب آنرا به عهده داشته است تعلق می گیرد .( ماده 9 بند 3 و 13 قانون حق مؤلف فرانسه ) . مفهوم اثر جمعی بخصوص به فرهنگها و دائره المعارفها و دیگر آثاری كه در قانون ، مشابه آنها تلقی گردیده است ، اتلاق می گردد .
در آلمان ،فرانسه ، ایتالیا و در سایر كشورها ، اثر سینمایی بعنوان یك اثر جمعی تلقی نشده است زیرا قانون عنوان مؤلف ( auteur پدید آورنده ) را فقط برای اشخاص طبیعی كه زیربنای فكری اثر را بوجود آورده اند ( از قبیل نویسندگان و تنظیم كنندگان سناریو - مؤلف متن صحبت فیلم - آهنگسازان فیلم و تهیه كنندگان آن طبق ماده 14 قانون فرانسه ) شناخته است و برای مؤسسه و استودیوئی كه فیلم را تهیه كرده است ، حق مؤلف بر روی فیل قائل نگردیده است .
در كشورهای دیگر ( ژاپن ، لهستان ، رومانی وغیره ) قانون ضمن اینكه برای ایجاد كنندگان اثر سینمایی بابت سهمی كه در ایجاد این اثر داشته اند حق مؤلف قائل می شود ، استودیوئی فیلم برداری را بعنوان دارنده حق مؤلف بر مجموع اثر سینمایی می شناسد .
اثر سینمایی در كشورهای گروه اول بعنوان یك اثر مشترك تلقی می شود در حالیكه در گروه دوم بعنوان اثر جمعی شناخته می گردد .
فصل چهارم - محتوای حق مؤلف
1- تمایز بین محتوای معنوی و مادی حق مؤلف :
حقوق ملی كشورهایی كه نظریه حمایت از مولف بعنوان آفریننده اثر را كه مبنای عهدنامه برن می باشد ، پذیرفته اند ، بین محتوای معنوی ومادی حق مؤلف فرق قائل شده اند و برای توجیه این امر استدلال می كنندكه از طریق حمایت اثر مؤلف نه تنها منافع مالی او بلكه بخصوص منافع معنوی و روحی وی نیز حفظ می گردد . بدین ترتیب حقوقی كه مجموع آنها محتوای حق مؤلف را تشكیل می دهند برحسب اینكه منافع معنوی یا منافع مادی مؤلف را حفظ می كنند ، بطور جداگانه درنظر گرفته می شوند واین امر تفاوت رژیم حقوقی آنها را توجیه می كند ، بی آنكه حقوق مذكور به دو دسته مستقل تقسیم شوند زیرا منافع معنوی بر منافع مادی برتری دارند واین دو به یكدیگر مرتبطند .
2- حقوقی كه جنبه معنوی دارند
مهمترین و برجسته ترین حق معنوی مؤلف ، حق انتشار است كه مقدمه و شرط حقوق دیگر بخصوص حق منتفع شدن از بهره برداری از اثرش به شمار می رود شناساندن افكار خود به دیگران یكی از مسلم ترین حقوق شخصی هر انسانی است .انتشار اثر بدون رضای مؤلف آن ، تجاوز به شخصیت وآزادی فردی او تلقی می شود . به همین سبب حق شناساندن اثر به مردم یك حق شخصی ، انحصاری و بی قیدو شرط مؤلف به حساب می آید . به موجب این حق فقط مؤلف می تواند انتشار یا معرفی كردن اثرش را اجازه دهد ویا موافقت كند كه دیگران از اثرش به منظور تنظیم یك اثر تركیبی ویا جمعی استفاده نمایند .
حق معنوی دیگری كه به شخصیت مؤلف بستگی دارد و از او به عنوان پدید آورنده اثر جدائی ناپذیر است ، حق ولایت یا سلطه او بر اثرش می باشد یعنی حقی كه به موجب آن باید او را خالق اثرش شناخت حتی اگر اثرش بنام مستعار ویا بدون نام منتشر شده باشد ونیز حق منع دیگران از اینكه حق ولایت او ب اثرش را غضب كنند ( واثر را به خود نسبت دهند ) .
حق دیگری كه به حق انتشار بسیار نزدیك است ، حق حرمت اثر است . زیرا فرض براین است كه مؤلفی كه تصمیم گرفته است اثرش را به اطلاع عموم برساند ، بطور ضمنی توافق كرده است كه اثرش بدون هیچگونه تغییر وبدانگونه كه خلق شده است ، منتشر گردد . هرگونه تغییراتی در اثرش داده شود ، از هرنوعی كه باشد ، ( حذف ، اضافه ، جرح و تعدیل ، تغییر طرح ، محتوا، ویا اسلوب و غیر آن ) تجاوز به اثر شناخته می شود وبه مؤلف اجازه می دهد كه خواستار برگرداندن اثر بصورت اولیه اش گردد و همچنین تقاضای جبران خسارت بنماید .
این حقوق كه جنبه معنوی دارند معمولاً در كشورهایی شناخته شده اند كه نظریه توسل به حق مؤلف برای حمایت از شخصیت مؤلف به عنوان خالق اثر را نیز پذیرفته اند .
این حقوق معنوی مؤلف مشمول مرور زمان نمی گردد ودر زمان حیات مؤلف غیر قابل انتقال می باشند ولی معمولاً پس از مرگش قابل انتقال هستند. معذلك در بعضی از سیستم های قانونگذاری حق ولایت یا سلطه بر اثر و حق حرمت آن بعد از فوت مولف به انجمن ویا اتحادیه مورد نظر خلق كننده اثر و یا در فقدان آنها به این سازمان ذیصلاحیت دولتی انتقال می یابد . حق انتشار اثر با مرگ مؤلف خاتمه می یابد وبنایراین هركس می تواند این حق را اعمال كند ، مگر آنكه مؤلف در زمان حیاتش انتشار اثر را منع كرده باشد .
حق دیگری كه جنبه معنوی دارد و صریحاً فقط بوسیله چند قانون پیش بینی شده است حق عدول یا پس گرفتن droit de repentir ou de retrait است كه بموجب آن مؤلف می تواند اثر خود را پس از واگذاری حق بهره برداری از آن و حتی پس از انتشار آن پس بگیرد یا اصلاح كند . ماده 142 قانون حق مؤلف ایتالیا استفاده از حق پس گرفتن اثر را مشروط برآن دانسته است كه استفاده از این حق مبتنی بر دلائل معنوی قانع كننده باشد كه تشخیص آنها در صلاحیت مقامات قضائی است . ماده 32 قانون حق مؤلف فرانسه ، حق عدول وپس گرفتن اثر را ، بدون این كه آن را تحت كنترل مقامات قضائی قرار دهد ، می پذیرد ولی به منظور محدود ساختن اجرای این حق ، پیش بینی می كند كه مؤلف باید قبلاً خساراتی را كه محتملاً پس گرفتن اثر به انتقال گیرنده وارد می آورد ، جبران كند .
به نظر ما حق عدول و پس گرفتن اثر نتیجه مسلم حق انتشار است و بنابراین در تمام سیستم های قانونگذاری برای مؤلف حق آزادی انتشار اثر را قائل هستند حتی اگر بطور صریح در قانون پیش بینی نشده باشد ، قابل قبول است. مؤلفی كه قراردادی را برای انتشار اثرش امضاء كرده است ، چنانچه به علت ناراحتی وجدان از تصمیم خود براینكه اثرش را به اطلاع مردم برساند منصرف گردد می تواند از تعهد خود عدول كند ، مشروط بر اینكه پرداخت خسارت وارده به طرف دیگر قرارداد را بپذیرد .
مؤلف كه صاحب اثرش می باشد ، باید حاكم بر سرنوشت آن نیز باقی بماند . حق عدول و پس گرفتن اثر با مرگ مؤلف پایان می پذیرد زیرا تنها اوست كه صلاحیت اعمال این حق را دارد .
3- حقوقی كه جنبه مالی دارند :
حقوق مالی مؤلف عبارتند از :
حق نشر و تكثیر اثر كه متضمن منافع مادی است و شامل عمل تثبیت و ضبط مادی اثر به طرق مختلف ( از قبیل چاپ، عكاسی ، طراحی، گراوور ، قالب گیری ضبط مكانیكی، سینمائی و مغناطیسی ) می گردد و امكان می دهد كه اثر بطور غیر مستقیم به اطلاع عموم برسد . حق دیگر حق نمایش واجرا همراه با كسب منافع مادی می باشد كه عبارت است از ارائه مستقیم اثر به مردم از طریق نمایشهای در اماتیك ، اجرای آثار غنائی و شاعرانه پخش گفتارها ، صداها ، تصاویر و هرگونه نمایش دیگر . در بعضی از كشورهای مثلاً در فرانسه حق تعقیب droit de suite نیز وجود دارد كه به خالق یك اثر هنری امكان می دهد كه چند درصدی از قیمت فروش مجدد اثر خود، مثلاً از قیمت فروش مجدد یك تابلو نقاشی را دریافت دارد و در نتیجه از ارزش اضافی این اثر كه در نتیجه به شهرت رسیدن خالق آن حاصل گردیده بهره مند شود .
یكی دیگر از حقوق مادی ، حق بهره برداری از اثر بهر وسیله مشروع و حق تحصیل سود مادی از آن است . البته باید به فهرست این حقوق، حق مؤلف به خسارت را در صورتی كه به حقوقش لطمه ای وارد آمده باشد ، اضافه كرد .
برخلاف حقوق معنوی،حق مادی مؤلف قابل واگذاری و انتقال به وراثش می باشد و جنبه موقتی دارد و در مدت حیات مؤلف و معمولاً تا پنجاه سال پس از فوتش به قوت خود باقی می ماند .
فصل پنجم
قرارداد سفارشی و قراردادهائی كه راجع به بهره برداری از حقوق مالی مؤلف منعقد می شوند :
1- قرارداد سفارش
قرارداد سفارش ، به خلق یك اثر ادبی یا هنری در آینده مربوط می گردد .
مؤلف به وسیله این قرارداد متعهد می شود كه برای آفرینش یك اثر هنری در آینده كه در قرارداد تعیین شده است ، نیروی فكری خلاق خود را بكار بندد . این یك تعهد انجام فعل است . ضمناً در قراردادهای سفارشی كه با مؤسساتی كه به كار نشر ( تكثیر، نمایش و غیره ) آثار فكری می پردازند ، منعقد می گردد ، مؤلف متعهد می شود كه موقتاً حق خود را مبنی بر ارائه اثر خویش به مردم به طرق مختلف از قبیل تكثیر و نمایش و غیره به طرف دیگر قرارداد واگذار كند . این نیز یك تعهد انجام فعل است .
در قراردادهای مربوط به آثار هنری پلاستیك كه با اشخاص طبیعی ویا حقوقی منعقد می گردند دومین تعهد مؤلف عبارت است از انتقال مالكیت اثری كه در آینده خلق خواهد كرد به طرف دیگر قرارداد .
این یك تعهد به واگذاری است . بدیهی است كه مؤلف ، تعهد دوم را بر فرض آفرینش اثر كه در آینده بعهده می گیرد و تنها در موردیكه پس از اتمام اثر حق خود مبنی بر اتخاذ تصمیم به انتشار آن را بطور مثبتی اعمال كند ، لازم الاجرا خواهد بود .
2- قرارداد بهره برداری از حقوق مالی مؤلف :
معمولاً مؤلف با واگذاری موقت حق خود بر تكثیر و نمایش آثارش به یك ناشر ویا یك سازمان نمایشی در مقابل دریافت عوض ، از حق مادیی كه به اثرش تعلق می گیرد بهره مند می گردد
این قرارداد ها بر اساس مقررات خاص قوانین ملی تنظیم می شوند و مهمترین آنها عبارتند از قرارداد انتشار - قرارداد بهره برداری از یك اثر هنری بوسیله سینما - قرارداد پخش یك اثر هنری بوسیله رادیو و تلویزیون وغیره . در اینجا برای ذكر این مقررات خاص مجالی نیست . فقط خاطر نشان می سازیم كه به منظور حمایت مؤلفان كه اصولاً فكر قانونگذاران اغلب كشورها را به خود مشغول داشته است ، در قوانین ملی كشورها ، مقرراتی به این شرح دیده می شود : واگذاری نمی تواند شامل خود حق تكثیر و یا نمایش اثر گردد بلكه فقط شامل حق اعمال این حقوق می گردد .
واگذاری وانتقال این حقوق موقت است . انتقال تمامی آثاری كه در آینده خلق شد ممنوع است انتقالها باید به طریق مضیق تفسیر گردند . هر ماده قرارداد كه برای مؤلف نامساعد تر از مقررات قانونی باشد كان لم یكن تلقی میگردد و مقررات قانونی مربوط خودبخود جایگزین آن تلقی خواهد شد . قرارداد باید بوسیله خود مؤلف منعقد شود و كتبی باشد .
قسمت دوم - رادیو
1ـ اصل اجرای مقررات مربوط به حق مؤلف در مورد برنامه های رادیوئی :
پخش برنامه های رادیویی یك وسیله ارتباط مستقیم می باشد . این برنامه ها برای یك گروه نامشخص از مردم ویا به تمام كسانی كه با پیچاندن دكمه دستگاه گیرنده رادیو ، می خواهند آنها را بشنوند ، پخش می شوند . محدودیتهای ویژه سایر وسایل ارتباطی مستقیم ( مانند ظرفیت سالن نمایش و جابجا كردن جمعیت و غیره ) در مورد پخش برنامه های رادیویی وجود ندارند . پخش برنامه های رادیویی با توجه به گسترش دامنه عملش شكل بسیار مهمی از عرضه كردن آثار ادبی و هنری به شمار می رود . بنابراین كاملاً طبیعی است كه ایستگاه فرستنده رادیویی ناچار باشد كه برای پخش آثار یك مؤلف موافقت قبلی او را كسب كند و ما با زائی به او بپردازد .
غالباً یك اثر بیش از آنكه از رادیو پخش گردد ، نمایش یا اجرای آن ضبط می شود تا بتوان آن را در آینده بارها به وسیله رادیو پخش نمود . این یك نوع تكثیر اثر از طریق مكانیكی است كه به مؤلف امكان می دهد كه از حق بهره برداری خود استفاده كند . بنابراین ایستگاه فرستنده رادیویی ناچار است موافقت مولف را برای تجدید تولید اثرش بوسیله دستگاه ضبط كسب نماید و در مقابل ، مبلغی به او بپردازد . بنابراین حق بهره برداری مؤلف از اثرش بصورت نمایش یا تكثیر شامل پخش رادیویی اثر نیز می گردد ، حتی اگر قوانین بعضی از كشورها از حق پخش رادیویی اثر كه از حقوق مؤلف ناشی می گردد ، یاد نكرده باشد .
معذلك برای اینكه به برنامه های رادیویی مربوط به پخش اخبار ، آموزش دانش آموزان مدارس ، تبلیغات فرهنگی و مباحث انتقادی ، لطمه ای وارد نیاید ، در اجرای این اصل چندان سختگیری نمی شود. بعلاوه این اصل دارای استثنائاتی است كه بر حسب كشورها فرق می كنند . ولی این استثنائات نباید عملاً خود اصل را از بین ببرند .
2- آثارمختلفی كه موضوع برنامه های رادیوئی قرار می گیرند و دارندگان حقوق مؤلف نسبت به این آثار :
آثاری را كه موضوع برنامه های رادیویی قرار می گیرند ، می توان به سه قسمت تقسیم كرد : آثاری كه فقط برای پخش رادیوئی خلق شده اند ،آثار ادبی وهنری كه برای اجرا در رادیو مورد اقتباس قرار گرفته اند ، آثار ادبی و هنری كه بدون هیچگونه تغییری بصورت اولیه خود پخش می گردند .
در بعضی كشورها آثاری كه برای پخش از رادیو بوسیله سازمان رادیو ویا تحت نظرآن خلق می شوند، كارهای جمعی تلقی میگردند وبا آنكه یك شخص حقوقی نمی تواند پدید آورنده یك اثر فكری باشد ، عنوان صاحب حق مؤلف نسبت به مجموع این گونه آثار طبق قانون ، به سازمان رادیو تعلق می گیرد .
اشخاص طبیعی كه در آفرینش اثر فكری همكاری نموده و به وسیله یك تعریف قانونی یا از طریق ذكر و اعلام نام آنان مشخص شده اند ، به تناسب سهمی كه در ایجاد اثر مشترك داشته اند ، صاحب حق مؤلف شناخته می شوند .
به موجب نظریه دیگری كه مختص حقوق فرانسه است اثر رادیویی یك اثری كه ( با همكاری دیگران ) بوجود میآید ، ( اثر مشترك oeuvre de Collaboration ) تلقی شده است نه یك اثر جمعی،به موجب قانون ، عنوان پدید آورنده auteur یا پدید آورنده مشترك coauteur اثر رادیویی برای اشخاص طبیعی « كه خلق فكری این اثر را میسر ساخته اند » شناخته شده است ( ماده 18 قانون فرانسه در مورد حقوق مؤلف ) .
برای مشخص كردن این افراد، قانونگذار می تواند فهرستی تهیه نموده ویا به یك فرمول انعطاف پذیر و كلی نظیر فرمولی كه ذكر كردیم ، اكتفا كند . چنانچه اشخاص طبیعی كه خالق اثر رادیویی هستند ، به موجب قرارداد اجاره خدمت ویا كار در خدمت سازمان رادیو درآمده باشد ، این وضع به هیچ وجه مانع برخورداری آنها از حقی كه قانون برای مؤلفان شناخته است نخواهد شد ( بند 3 ماده یك قانون حق مؤلف فرانسه ).
سازمان رادیو به عنوان شخص حقوقی نمی تواند دارنده اصلی حقوق مؤلف باشد ، اما این امر مانع از آن نیست كه بتواند دارنده حقوق مالی ای كه مؤلف به آن واگذار می كند ، گردد .
عنوان صاحب حق مؤلف نسبت به اثر جدیدی كه از اقتباس رادیویی یك اثر ادبی قبلی بوجود می آید ، بموجب طرز فكر اول به سازمان رادیو كه با ابتكار و مدیریت ، اقتباس این اثر را بعهده داشته است ، تعلق میگیرد و به موجب نظریه دوم به اشخاص طبیعی كه آن را بوجود آورده اند تعلق دارد . قانون فرانسوی حق مؤلف به منظور تقویت حمایت از منافع مؤلف اثر قبلی با عدول از منطق برای او عنوان پدید آورنده مشترك اثر جدید را حتی اگر در خلق آن همكاری نكرده باشد ، می شناسد .
باید اضافه كرد كه اقتباس رادیویی اثری كه قبلاً وجود داشته است، مستلزم كسب اجازه مؤلف قبلی این اثر می باشد و او می تواند در مقابل دادن این اجازه ، ما بازائی مطالبه كند . بدیهی است كه در مواردی كه آثار ادبی وهنری همانگونه كه هستند ، یعنی بدون هیچگونه تصرفی ، بوسیله رادیو پخش می شوند ، مشكلی درباره عنوان ( دارنده حق مؤلف ) پیش نمی آید .
3- استفاده مؤلف از حقی كه به او در نتیجه اجرای رادیویی اثرش تعلق می گیرد .
حق مؤلف نسبت به نمایش اثرش در مواردی بوجود می آید كه اثر وی بوسیله رادیو مستقیماً یا پس از ضبط اجرا گردد .
بنابراین حق مؤلف نسبت به نمایش اثرش در موارد زیر بوجود می آید :
الف- اگر پخش رادیوئی اثر مؤلف همزمان با اجرای خصوصی آن در استودیو انجام گیرد .
ب- اگر پخش رادیویی اثر مؤلف همزمان اب نمایش عمومی آن صورت گیرد . در چنین موردی مؤلف از دو حق نمایش استفاده می كند ( اجرای عمومی اثر و پخش رادیویی آن ) .
ج- اگر اثر ضبط شده مؤلف بوسیله رادیو پخش شود .
د- اگر پخش رادیویی اثر مؤلف بوسیله بلندگو یا وسایل مشابه دیگری به یكی از اماكن عمومی از قبیل هتل ،رستوران ، كافه ، به منظور جلب مشتری برده شود ، در این صورت مؤلف باید حق خود نسبت به نمایش اثرش را از پیشه وری كه ترتیب انتقال پخش رادیویی آن را داده است مطالبه كند . این مورد در بند 4 ماده 45 قانون حقوق مؤلف فرانسه پیش بینی شده است .
ه – اگر پخش اثر به كمك رله رادیویی توسط سازمان فرستنده ویا یك سازمان ثالثی بمنظور بهره مند ساختن گروه جدیدی از شنوندگان صورت گیرد . در تمام این موارد كسب اجازه مؤلف در مقابل پرداخت ما بازا ضرورت دارد و حتی ممكن است این كسب اجازه چندین بار یعنی به تعداد دفعاتی كه حق مؤلف نسبت به نمایش اثرش مطرح میگردد ، ( اجرای عمومی اثر توأم با پخش رادیویی ، اجرای عمومی ، انتقال پخش رادیوئی به یك محل عمومی دیگر و غیره ) ضرورت پیدا كند .
4- حق مؤلف نسبت به پخش رادیوئی اثرش بوسیله یك صفحه تجاری كه اثر روی آن ضبط شده باشد ویا بوسیله ضبطی كه مخصوصاً به منظور پخش رادیوئی انجام گرفته باشد .
در وضع اول ، اگر در روی صفحه قید شده باشد كه نباید آنرا بوسیله رادیو پخش كرد، برای پخش رادیوئی آن موافقت مؤلف نخست از لحاظ اینكه اثرش بطور گسترده ای انتشار می یابد و سپس به لحاظ نمایش آن بطور كلی ، چنانكه قبلاً اشاره كردیم ( 2 و 3 ) ضرورت دارد . بنابراین دو موافقت باید كسب گردد و دو دستمزد پرداخت شود . وضع دوم مربوط به ضبطهائی است كه بوسیله خود سازمان رادیو انجام می گیرد .
غالباً اینگونه ضبطها چون امكان می دهندكه پخش رادیوئی در صورت لزوم بتأخیر بیفتد و بدین ترتیب تسهیلاتی در اجرای برنامه های رادیوئی بوجود می آورند ، ضرورت پیدا می كنند. آنها را ضبط موقت می نامند زیرا برای مدت كوتاهی مورد استفاده قرار می گیرند . ماده 11 مكرر قرارداد برن پیش بینی می كند كه قانون ملی كشورهای عضو اتحادیه می توانند ضبط موقت را از شرط موافقت مؤلف معاف نمایند . معذلك قانونگذاران ملی گاهی از حدود ضبطهائی كه استثنائاً می توانند بدون موافقت مؤلف انجام گیرند تجاوز می كنند . در این موارد صدور پروانه قانونی است كه پرداخت دستمزد عادلانه ای را به مؤلفان ایجاب می نماید .
به استثنای ضبطهای موقت و ضبطهای تابع پروانه های قانونی هر ضبطی كه از اثری بوسیله سازمان رادیو انجام گیرد ، مستلزم كسب موافقت مؤلف نسبت به تكثیر اثرش می باشد كه البته این موافقت با اجازه ای كه مؤلف برای نمایش رادیوئی اثرش می دهد ، فرق دارد .
5- قرارداد سفارش یك اثر رادیوئی
به موجب چنین قراردادی مؤلف دو تعهد ( انجام فعل ) را بعهده می گیرد :
یكی خلق یك اثر رادیوئی در آینده و دیگری تعهد واگذاری حق مالی نمایش اثرش از طریق پخش رادیوئی ، به سازمان رادیو و غالباً نیز حق تكثیر اثرش از طریق ضبط در مقابل دریافت دستمزدی كه در قرارداد تعیین شده است برادیو واگذار می شود .
مؤلفی كه در نتیجه خلق یك اثر، صاحب حق مؤلف می گردد ، تمام مزایای معنوی حق مؤلف و نیزتمام مزایای مالی آن را كه واگذار نكرده باشد ، حفظ می كند ، به عقیده ما،وی در زمینه مزایای معنوی از حق عدول و پس گرفتن اثرش ، چنانچه این حق در قانون كشورش شناخته شده باشد ، بهره مند می گردد .
6- قرارداد پخش اثر از رادیو
اصولاً سازمان رادیو باید با تمام مؤلفانی كه میخواهد آثارشان را بوسیله رادیو اجرا و پخش نماید ، قراردادهای فردی منعقد سازد . ولی در اغلب كشورها كه مؤلفان عضو انجمن ها یا اتحادیه نویسندگان هستند ، سازمان رادیو با این انجمن ها و اتحادیه ها قرارداد می بندد و بدین ترتیب حق پخش رادیویی آثار اعضای این انجمنها و اتحادیه ها قرارداد می بندد و بدین ترتیب حق پخش رادیوئی آثار اعضای این انجمنها و اتحادیه ها را در مقابل پرداخت یك مبلغ كلی كه بعداً میان اعضا به تناسب پخش اثرشان تقسیم می گردد بدست می آورد .
قسمت سوم - تلویزیون
1- اجرای رژیم پخش برنامه های رادیویی نسبت به پخش برنامه های تلویزیونی در مورد آثار ناشی از حقوق مؤلف
معمولاً قوانین ملی ، آثار ناشی از حق مؤلف در مورد پخش برنامه های تلویزیونی را بطور مستقلی مورد توجه قرار نمی دهند . مقررات این قوانین ، این دو نوع وسیله پخش برنامه ها ، یعنی رادیو و تلویزیون را به یك چشم می نگرند . بدین معنی كه راه حلهای مربوط به حقوق مؤلف در زمینه پخش برنامه های رادیوئی كه به شرح آن پرداختیم درمورد پخش برنامه های تلویزیونی نیز قابل اجراست . به همین جهت در مورد تلویزیون هم مانند رادیو ، بین آثاری كه مخصوصاً برای تلویزیون خلق می شوند ( كارهای تلویزیونی ) ادبی ای كه برای تلویزیون اقتباس می گردند و بالاخره آثار ادبی و هنری ای كه بدون هیچگونه تغییر و تصرفی بوسیله تلویزیون اجرا می شوند ، باید فرق قائل شد .
مسأله ( دارنده حقوق مؤلف ) نسبت به اثرش نیز به همان نحو حل می گردد . حق مؤلف نسبت به نمایش تلویزیونی اثرش و همچنین حق او نسبت به تكثیر اثرش از طریق ضبطآن بمنظور پخش تلویزیونی ،طبق همان شرایطی كه در مورد رادیو ذكر گردید ، مورد استفاده قرار می گیرند .
قرارداد سفارش و قرارداد پخش تلویزیونی یك اثر نیز دارای خصوصیات قراردادهای سفارش و قراردادهای مربوط به پخش رادیوئی می باشند . معذلك نظر به بعضی ویژگیهای خاص اجرای برنامه های تلویزیونی ، بهتر است كه تأثیرناشی از حقوق مؤلف در این زمینه بطور جداگانه ای مورد توجه قرار گیرد .
ما در اینجا به ذكر دو مسأله اكتفا می كنیم .یكی مسأله فرق بین استفاده از صفحات تجاری و استفاده از فیلم های تجاری بوسیله سازمان رادیو - تلویزیون و دیگری مسأله مفهوم اجازه پخش اثر از رادیو و بخصوص اینكه آیا این اجازه بطور ضمنی شامل پخش اثراز تلویزیون نیز می گردد یا خیر .
2ـ فرق بین استفاده از صفحات تجاری و استفاده از فیلمهای تجاری بوسیله سازمان رادیو تلویزیون .
بین استفاده از صفحات تجاری و استفاده از فیلمهای تجاری سازمان رادیو تلویزیون یك وجه تشابه وجود دارد و آن اینست كه در هردوی آنها حق مؤلف نسبت به تكثیر اثرش مطرح می گردد . معذلك اهمیت تفاوتها از وجوه تشابه بیشتر است . مثلاً صفحات همه جا در بازار یافت می شوند و همین امر به سازمان رادیو تلویزیون امكان می دهد كه آزادانه آنها را بدست آورد ، در حالیكه فیلمها فقط در اختیار تهیه كننده ( یا نمایندگان او می باشند و او می تواند برای واگذاری آنها شرایطی كه حقوق و منافعش را حفظ كنند قائل گردد . از سوی دیگر پخش رادیوئی صفحات زیانی به كسی وارد نمی آورد ولی برعكس پخش فیلمها بوسیله تلویزیون ضرر مهمی به بهره برداران از سالن های سینما وارد می آورد و بدین ترتیب مناقشاتی كه حل آنها دشوار و مستلزم دقت است ، بوجود م آورد .
این تفاوتها ایجاب می كنند كه یك رژیم مخصوص در مورد استفاده سازمان رادیو تلویزیون از فیلمهای تجاری ، درمقام مقایسه با استفاده از صفحات تجاری ، در نظر گرفته شود .
3- آیا اجازه پخش رادیویی یك اثر شامل پخش آن بوسیله تلویزیون نیز می گردد ؟
وضع انحصاری كه سازمان رادیو تلویزیون در اغلب كشورها ازآن برخوردار است و رابطه نزدیكی كه قوانین كشورها بین پخش رادیوئی و پخش تلویزیونی قائل می شوند، موجب گردیده است كه بعضی از مؤلفان معتقد گردند كه اجازه پخش رادیوئی یك اثر شامل اجازه پخش آن بوسیله تلویزیون نیز می گردد .
این موضوع به تفسیر قرارداد واگذاری حق انتشار اثر بستگی دارد . ما براساس اصل تفسیر مضیق واگذاری حق انتشار كه حمایت از مؤلفان را تأمین می كند ، معتقدیم كه در صورت بروز شك و تردید ، نمی توان اجازه پخش رادیوئی یك اثر را بعنوان ،پخش تلویزیونی آن نیز تلقی كرد .
نتیجه
در پایان گزارش خود مایلیم چند مسأله مهم را كه حقوق مؤلف مطرح می سازد یادآوی كنیم .
اولاً معتقدیم كه مسأله حق مؤلف بر عدول و پس گرفتن اثرش باید مورد توجه قانونگذاران قرار گیرد . آزادی خلق اثر فكری و حق شخصی ، انحصاری و اختیاری مؤلف مبنی برعرضه داشتن اثر خود به عموم مردم ، ایجاب می كند كه این حق در تمام سیستمهای قانونگذاری شناخته شود . موضوع دیگر مسأله حمایت از هنرمندان و هنر پیشگانی كه آثار را اجرا می كنند و نیز از تولیدكنندگان صفحات گرامافون و سازمانهای رادیو تلویزیون می باشد كه این حمایت باید از طریق شناختن حقوقی نزدیك به حقوق مؤلف برای آنها تأمین گردد . این حقوق بوسیله بسیاری از كشورها شناخته شده و در عهدنامه رم 1962 كه انتظار می رود تعداد زیادی از كشورها به آن ملحق شوند ، نیز پیش بینی گردیده است .
بالاخره به خصوص مسأله تأثیر حقوق مؤلف در پخش برنامه های رادیوئی تلویزیونی مطرح می گردد كه یافتن راه حلهای صحیح و كافی برای آن مستلزم بكار بردن كوششهای مداوم است .
حق مؤلف كه در بدو امر به منظور حمایت از انتشار آثار فكری از طریق وسایل كلاسیك و سنتی از قبیل نمایش های عمومی ( نمایش های تاتری - موزیكال ، رقص وغیره ) و انواع هنرهای پلاستیك ( تجسمی ) تدوین گردیده بود در مورد حمایت از انتشار این آثار از طریق وسایل جدید مانند رادیو و تلویزیون به نحو كاملاً رضایتبخشی اجرا نگردیده است . پخش برنامه های رادیوئی و تلویزیونی نشانه ای از خود به جا نمی گذارد و مسافتها را از بین می برند و مخاطب آنها گروههای مختلف و نامحدودی هستند كه در جامعه ملی و حتی بین المللی مخلوط می شوند . این ویژگیها تفاوتهائی را بوجود میآورند . بنابراین باید یك حقوق جدیدی كه از عناصر حقوق عمومی ،حقوق خصوصی و حقوق بین المللی تركیب شده باشند ،برای رادیو و تلویزیون تدوین كرد و در چارچوب آن ، از حق مؤلف برای حمایت از همه مؤلفان و پدید آورندگان آثار فكری در شرایطی كه متناسب با وسایل جدید فنی پخش و انتشار باشد ، استفاده نمود .
نویسنده : AURELIAN IONASCO
» نحوه رسیدگی دادگاه به درخواست فروش ملك غیر قابل افراز
» اطلاعیه در خصوص آزمون ورودی کارآموزی وکالت1390 (مرحله دوم)
» زرتشت
» نتایج آزمون وکالت 1390
» امروز دلم یه جای خالی میخواد کیلومترها خالی میخواهم از ته دل داد بزنم خیلی پرم ...
» برگـزاری آزمون وكالت 90 در چهارم آذر
» جملات زیبای دکتر شریعتی
» شناسایی و اجرای احكام دادگاههای خارجی در ایران
» دکتر شریعتی
» اقدام مثبت دادگاه متهمان و چند نکته
» اولین سینمای آبی کشور در دریاچه مصنوعی پارک آزادی شیراز افتتاح شد.
» ای كاش !!!
» بازداشت متهم بیگناه و ضرر و زیانهای مادی و معنوی فرد زندانی
» نجات غریق