اراضی موات: زمین‌هایی است كه سابقه احیا و بهره برداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند 5 ماده 1 از آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حكومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/2/1359، شورای انقلاب)

 

اراضی موات: زمین‌های غیرآبادی است كه سابقه احیا و بهره‌برداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند 3 واژه‌نامه از لایه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حكومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 26/1/1359 شورای انقلاب)

 

اراضی موات: زمین‌هایی است كه سابقه احیا و بهره‌برداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند 4 واژه‌نامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیا اراضی در حكومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358 و لایحه قانونی ... مصوب 28/12/1358 شورای انقلاب).....

اراضی موات: زمین‌هایی است كه سابقه احیا و بهره برداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند 5 ماده 1 از آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حكومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 31/2/1359، شورای انقلاب)

 

اراضی موات: زمین‌های غیرآبادی است كه سابقه احیا و بهره‌برداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند 3 واژه‌نامه از لایه قانونی اصلاح لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حكومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 26/1/1359 شورای انقلاب)

 

اراضی موات: زمین‌هایی است كه سابقه احیا و بهره‌برداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند 4 واژه‌نامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیا اراضی در حكومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358 و لایحه قانونی ... مصوب 28/12/1358 شورای انقلاب)

 

اراضی موات: زمین‌هایی است كه سابقه احیا و بهره‌برداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند 4 واژه‌نامه از لایحه قانونی اصلاح لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیا اراضی در حكومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 11/12/1358 شورای انقلاب)

 

اراضی موات: زمین‌هایی است كه سابقه احیا و بهره‌برداری ندارد و به صورت طبیعی باقی مانده است. (بند الف ماده 1 از لایحه قانونی نحوه واگذاری و احیا اراضی در حكومت جمهوری اسلامی ایران مصوب 25/6/1358 شورای انقلاب)

 

اراضی موات: زمین‌های بایری است كه ملك اشخاص نمی‌باشد. (ردیف ب بند 9 ماده 1 از قانون مربوط به اصلاحات ارضی مصوب 26/2/1339)

اراضی موات شهری: اراضی موات شهری زمین‌هایی است كه سابقه عمران و احیا نداشته باشد. (ماده 3 از قانون زمین شهری مصوب 22/6/1366)

 

اراضی موات شهری: اراضی موات شهری زمین‌هایی است كه سابقه عمران و احیا نداشته باشد. (ماده 3 از قانون اراضی شهری مصوب 27/12/1360)

 

اراضی و ابنیه و مؤسسات مورد احتیاج عملیات عمرانی: اراضی و ابنیه و مؤسسات مورد احتیاج عملیات عمرانی و نیازمندی‌های عمومی عبارت از آن قسمت از اراضی و ابنیه و تأسیسات است كه برای اجراء یكی از برنامه‌های مصوب كمیسیون‌های مشترك مجلسین طبق تصویب شورای عالی برنامه ضرورت داشته باشد. (ماده 1 از آیین‌نامه خرید اراضی و ابنیه و مؤسسات مورد احتیاج عملیات عمرانی مصوب 3/4/1336)

 

ارتباط رادیویی غیرحرفه‌ای: ارتباط رادیویی غیر حرفه‌ای نوعی ارتباط رادیویی است كه به منظور خودآموزی علمی و عملی و بررسی‌‌های فنی بین افراد مجاز برقرار می‌گردد. استفاده كننده از ارتباط رادیویی غیرحرفه‌ای كسی است كه به خاطر علاقه و ذوق شخصی به منظورهای فوق بدون
هیچ گونه نظر انتفاعی یا سیاسی به برقراری این نوع ارتباط مبادرت می‌نماید. (تبصره ماده 2 از قانون استفاده از بی‌سیم‌های اختصاصی و غیر حرفه‌ای (آماتوری) مصوب 25/11/1345)

 

ارتشا: هریك از مستخدمین و مأمورین دولتی اعم از قضایی و اداری یا شوراها یا شهرداری‌ها یا نهادهای انقلابی و به طور كلی قوای سه گانه و همچنین نیروهای مسلح یا شركت‌های دولتی یا سازمان‌های دولتی وابسته به دولت یا مأمورین به خدمات عمومی خواه رسمی یا غیررسمی برای انجام دادن یا انجام ندادن امری كه مربوط به سازمان‌های مزبور می‌باشد، وجه یا مال یا سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی را مستقیماً یا غیرمستقیم قبول نماید در حكم مرتشی است. (ماده 3 از مصوبه اصلاح و تأیید موادی از لایحه تشدید مجازات مرتكبین ارتشا، اختلاس و كلاهبرداری مصوب 15/9/1367 مجمع تشخیص مصلحت)

 

ارتشا: هریك از داوران و ممیزان و كارشناسان اعم از این كه توسط دادگاه معین شده باشد یا توسط طرفین، چنانچه در مقابل اخذ وجه یا مال به نفع یكی از طرفین اظهارنظر یا اتخاذ تصمیم نماید .... (از ماده 588 از قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازات‌های باز دارنده مصوب 2/3/1375)

ارتشا: هر نظامی برای انجام یا خودداری از انجام امری‌كه از وظایف او یا یكی دیگر از پرسنل نیروهای مسلح است وجه یا مال یا سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی را بلاعوض یا كم‌تر از قیمت معمول به هر عنوان قبول نماید اگرچه انجام یا خودداری از انجام امر برخلاف قانونی نباشد در حكم مرتشی است ... (ماده 93 از قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ا یران مصوب 18/5/1371)

 

ارتشا: هر نظامی یا همردیف نظامی كه برای انجام امر یا خودداری از انجام امری كه از وظایف او است وجه یا مالی را به عنوان تعارف یا رشوه بگیرد اگرچه انجام یا خودداری از انجام امر بر طبق حقانیت باشد مرتشی محسوب و ... . (ماده 398 از قانون دادرسی و كیفر ارتش مصوب 4/10/1318)

 

ارتشا: مقصود از كلمه ارتشا مذكور در قوانین مربوط به ارتشا اخذ وجه یا مال یا اخذ سند پرداخت وجه یا تسلیم مالی است از طرف مستخدم دولتی یا مملكتی یا بلدی برای انجام دادن یا انجام ندادن امری كه مربوط است به تشكیلات قضایی و اداری دولت یا ادارات مملكتی و بلدی خواه انجام یا عدم انجام آن امر مربوط به كار اداری شخص باشد كه وجه یا مال یا سند را گرفته و خواه مربوط به كار اداری یكی از مستخدمین دیگر دولت یا ادارات مملكتی یا بلدی - اخذ وجه یا مال یا سند به ترتیب فوق الذكر ارتشا است خواه مستقیماً به عمل آمده باشد و خواه به طور غیرمستقیم و مأموری كه اخذ وجه یا مال یا سند كرده مرتشی است خواه رسمی باشد خواه غیررسمی و خواه در انجام یا عدم انجام امری كه برای آن رشوه گرفته و اقعاً مؤثر بوده یا نبوده و خواه اقدام به انجام یا عدم انجام امری كه وعده داده است كرده یا نكرده باشد ... (از بند 10 ماده 1 از قانون متمم جزای اعمال دولت مصوب 30/8/1308)

 

ارتشا: هریك از مستخدمین و مأمورین دولت اعم از قضایی و اداری و همچنین هریك از مستخدمین و مأمورین ادارات شوروی و بلدی كه برای انجام امری كه از وظایف آنان است وجه یا مالی را قبول نماید خواه آن كار را انجام داده یا نداده و انجام آن امر برطبق حقانیت بوده یا نبوده باشد مرتشی محسوب ... و نیز هریك از اشخاص مذكور در فوق هر گاه در مقابل اخذ وجه یا مال از انجام امری كه وظیفه ایشان است امتناع ورزند مرتشی محسوب و... (ماده اول از قانون مجازات ارتشا در مورد مستخدمین و مأموران دولتی و ادارات شوروی و بلدی مصوب 2/4/1307)

 

ارتش جمهوری اسلامی ایران: ارتش جمهوری اسلامی ایران پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی كشور را به عهده دارد. (اصل 143 از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران)

 

ارتش جمهوری اسلامی ایران: ارتش جمهوری اسلامی ایران به مجموعه ستاد مشترك، نیروهای زمینی، هوایی، دریایی و سازمان‌های وابسته به آن‌ها اطلاق می‌گردد. (ماده 3 از قانون ارتش جمهوری اسلامی ایران مصوب 7/7/1366)

 

ارتفاق: ارتفاق حقی است برای شخص در ملك دیگری. (ماده 93 از قانون مدنی)

 

ارتقا: عبارت از احراز یك رده شغلی بالاتر از رده شغلی قبلی است. (بند ظ از آیین‌نامه حقوق و دستمزد كاركنان مناطق آزاد تجاری، صنعتی جمهوری اسلامی ایران مصوب 19/1/1375 هیأت وزیران)

 

ارتكاب عمل به طور علنی: از نقطه‌نظر قوانین جزایی (خواه این قانون و خواه قوانین جزایی دیگر) مقصود از ارتكاب عمل به طور علنی ارتكاب آن در مریی و منظر عموم است اعم از این كه محل ارتكاب از امكنه عمومی باشد یا ارتكاب آن در امكنه‌ای است كه معد برای پذیرفتن عموم باشد از قبیل حمام‌های عمومی و قهوه‌خانه‌ها و نمایشگاه‌ها و مانند آن. (بند الف ماده 214 مكرر از قانون اصلاح مواد 207 الی 214 قانون مجازات عمومی مصوب 29/6/1312)

 

ارزش خالص: منظور ارزش كل دارایی‌ها منهای ارزش كل بدهی‌های بخش دولتی است. (از ماده 77 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب 27/11/1380)

 

ارزش كالا: ارزش كالاهای ورودی در گمرك در همه موارد عبارت است از بهای سیف (بهای خرید كالا در مبدأ به اضافه هزینه بیمه و باربندی و حمل و نقل و سایر هزینه‌هایی كه به آن كالا تا ورود به اولین دفتر گمرك و در مورد كالاهای محموله با هواپیما تا اولین فرودگاهی كه كالا در آن جا تخلیه می‌شود تعلق می‌گیرد) كه از روی سیاهه‌های صحیح و معتبر تعیین می‌شود. ارزیابی كالا در گمرك بر اساس نرخ ارز و برابری‌های تعیین شده از طرف بانك ملی ایران خواهد بود. (ماده 4 از قانون اصلاح تعرفه گمركی مصوب 10/4/1337)

 

ارزش كالا: ارزش كالاهای ورودی در گمرك در همه موارد عبارت است از بهای سیف (بهای خرید كالا در مبدأ به اضافه هزینه بیمه و باربندی و حمل و نقل و سایر هزینه‌هایی كه به آن كالا تا ورود به اولین دفتر گمركی و در مورد كالاهای محموله با هواپیما تا اولین فرودگاهی كه كالا در آن جا تخلیه می‌گردد تعلق می‌گیرد) كه از روی سیاهه‌های صحیح و معتبر تعیین می‌شود. برای تسهیل امر ارزیابی كالا در گمرك نرخ تسعیر ارز بنا بر پیشنهاد وزارت دارایی و تصویب هیأت وزیران تعیین می‌شود. (ماده چهارم از قانون تعرفه گمركی مصوب 6/4/1334)

 

ارزش كالای صادراتی: كالای صادراتی پس از تسلیم اظهارنامه از طرف مأموران گمرك مورد معاینه و ارزیابی قرار می‌گیرد. ارزش كالای صادراتی در گمرك عبارت است از بهای عمده‌فروشی بازار داخلی به اضافه هزینه بیمه و باربندی و حمل و نقل متعلق و سایر هزینه‌هایی كه به آن كالا تا وصول به مركز كشور تعلق می‌گیرد و هزینه باربری در گمرك و سایر عوارضی كه به گمرك خروجی پرداخت می‌شود نیز به این بها علاوه می‌گردد و در مواردی كه طبق ماده 5 قانون واگذاری معاملات ارزی و آیین‌نامه اجرایی آن برای كالای صادراتی نرخ تعیین شده باشد ارزیابی گمرك با رعایت سایر مقررات بر اساس نرخ‌های تعیین شده خواهد بود. ترتیب و مقررات ارزیابی و وظایف مأموران مربوط به شرحی است كه در فصل دوم قسمت چهارم این آیین‌نامه مذكور است. (ماده 213 از آیین‌نامه اجرایی قانون امور گمركی مصوب 20/1/1351)

ارزش ویژه سهام: عبارت است از مجموع سرمایه ثبت و پرداخت شده و اندوخته‌های آزاد قابل تقسیم و مانده حساب سود و زیان سنواتی. (بند 3 از تصویبنامه اجازه اقدام وزارتخانه‌های صنایع و معادن و فلزات نسبت به مصالحه حقوق دارندگان سهام شركت‌های موضوع بند الف ماده 1 قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران مصوب 22/1/1378 هیأت وزیران)

 

ارزشیابی شغل: عبارت از مقایسه مهارت‌ها، مسئولیت‌ها، كوشش‌ها و شرایط محیط كار هریك از مشاغل سازمان به منظور تعیین ارزش و اهمیت نسبی آن‌ها با استفاده از معیارها و ضوابط مورد سنجش است. (بند د از آیین‌نامه حقوق و دستمزد كاركنان سازمان‌های مناطق آزاد تجاری - صنعتی جمهوری اسلامی ایران مصوب 19/1/1375 هیأت وزیران)

 

ارزیابی ذخایر: كاوش‌هایی است كه جهت تعیین میزان اولیه (مرجع) توده زنده آبزیان صورت می‌گیرد. (بند 11 ماده 1 از آیین‌نامه اجرایی حفاظت و بهره‌برداری از منابع آبزی جمهوری اسلامی ایران مصوب 5/2/1378 هیأت وزیران)

 

از كار افتادگی: از كار افتادگی موضوع مقررات این فصل عبارت از عدم توانایی كامل و دائمی شخص به انجام دادن اموری كه متعارفاً به آن اشتغال داشته است. (ماده 51 از قانون مقررات استخدامی شركت‌های دولتی مصوب 5/3/1352)

 

از كار افتادگی: از كار افتادگی موضوع این آیین‌نامه عبارت از عدم توانایی كامل و دائمی كارمند به انجام دادن كار و كسب درآمد با رعایت ضوابط مقرر در قانون بیمه‌های اجتماعی است كه باید مورد تأیید صندوق مربوط قرار گیرد. در صورت بروز اختلاف موضوع در هیأتی مركب از سه نفر كارشناسان منتخب وزارت كار و امور اجتماعی، شورای عالی تأمین اجتماعی و صندوق مربوط مطرح خواهد شد و تصمیم هیأت مزبور به اكثریت آرا قاطع است. (تبصره 2 ماده 7 از آیین‌نامه مربوط به نرخ و ترتیب پرداخت حق بیمه و شرایط استفاده از مزایا و میزان آن مصوب 13/4/1351)

 

از كارافتادگی: از كار افتادگی موضوع این آیین‌نامه عبارت از عدم توانایی كامل و دائمی مستخدم به انجام كار است. (ماده 58 از اصلاح آیین‌نامه استخدامی شهرداری تهران مصوب 13/2/1368 هیأت وزیران)

 

از كار افتادگی: از كار افتادگی موضوع این آیین‌نامه عبارت از عدم توانایی كامل و دائمی شخص به انجام دادن - اموری كه به آن اشتغال داشته است. تشخیص از كار افتادگی و سبب آن و همچنین تشخیص این كه فوت مستخدم به علت حادثه ناشی از كار یا به سبب انجام وظیفه بوده است با هیأت مدیره صندوق بازنشستگی خواهد بود و در صورت اختلاف نظر رأی شورای اداری شهرداری تهران قطعی و لازم اجراست. (ماده 59 از آیین‌نامه استخدامی شهرداری تهران مصوب 12/8/1358 هیأت وزیران)

 

از كار افتادگی جزئی: از كار افتادگی جزئی عبارت است از كاهش قدرت كار بیمه شده به نحوی كه با اشتغال به كار سابق یا كار دیگر فقط قسمتی از درآمد خود را به دست آورد. (بند 14 ماده 2 از قانون تأمین اجتماعی مصوب 3/4/1354)

 

از كار افتادگی دائمی: از كار افتادن دائمی به كارمندی اطلاق می‌شود كه كارمند آسیب‌دیده پس از اتمام معالجه به تصدیق شورای عالی پزشكی نظامی نه تنها قادر به انجام كار اولیه نباشد بلكه اصولاً قابلیت هر گونه كار دیگری از او سلب شده باشد مانند فقدان پا و از كار افتادن دو چشم، دو بازو، دو ساق پا و امثال آن. (ماده 5 از آیین‌نامه بیمه افسران و كارمندان نیروهای مسلح و ژاندارمری مصوب 1/11/1337)

از كار افتادگی‌كلی: از كار افتادگی كلی عبارت است از كاهش قدرت كار بیمه شده به نحوی كه نتواند با اشتغال به كار سابق یا كار دیگری بیش از (3)/(1) از درآمد قبلی خود را به دست آورد. (بند 13 ماده 2 از قانون تأمین اجتماعی مصوب 3/4/1354)

 

از كار افتاده: از كار افتاده به كسی اطلاق می‌شود كه از نظر جسمی یا روانی قادر به تأمین معیشت خود از طریق انجام كاریا حرفه‌ای كه بدان وسیله امرار معاش می‌كرده نباشد و به كار دیگری اشتغال نداشته باشد. (تبصره 4 ماده 44 از قانون خدمت وظیفه عمومی مصوب 13/2/1350)

 

ازكار افتاده ‌كلی: بیمه‌شدگانی‌كه ‌حداقل دو سوم ‌توانایی‌كارخود را ازدست داده باشند ونتوانند با اشتغال ‌به‌كار سابق‌ یا كار دیگری ‌كه مناسب با وضع مزاجی و حرفه‌ای آن‌ها باشد بیش‌ازیك سوم مزد‌یا‌حقوق‌سابق خود را به‌دست بیاورند ازكار افتاده كلی شناخته می‌شوند. (ماده 59 از قانون بیمه‌های اجتماعی كارگران مصوب 21/2/1339)



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 شهریور 1388 توسط اسدالله‌ زاده
تمامی حقوق این سایت و مطالب آن متعلق به سایت شخصی و تخصصی اسدالله زاده می باشد.
Weblog Themes by Blog Skin