نگارندگان قانون اساسی 1358 ، تحت تاثیر خاطرات تلخ رژیم گذشته (كه قوه قضاییه را عملاً در حد یك وزارتخانه و تحت مدیریت وزیر دادگستری داشت)به منظور جلوگیری از مداخلات ناروای قوای دیگر اصولی را تدوین نمودند كه مجموعاً استقلال این قوه و حفظ و حراست حقوق مردم به نحوه اطمینان پیش بینی شده بود. اما با وجود مراتب مثبتی كه در تدوین قوه قضاییه وجود داشت، پس از گذشت قریب ده سال به نظر می رسید كه اشكالاتی در اداره امور این قوه وجود داشته باشد و بی شك این اشكالات خود می توانست همواره مانعی برای تسكین وجدان جامعه وتامین آرمانهای حقوقی و قضایی ملت باشد.....



ادامه مطلب ...
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 مهر 1387 توسط اسدالله‌ زاده

تو كجایی الان؟! یعنی من باید این نامه را دقیقاً به كدامین طبق از آسمان‌ها بفرستم عزیزم؟! راستی دیشب كه به خوابم آمدی پیر شده بودی. نگفتم كه شاید غصه‌ات بگیرد. وقتی رفتی جبهه با آن ساك سبك – كه حتی مربای مامان را نبردی نكند بچه‌ها هوس كنند، كم باشد نرسد – صورتت مثل ململ بود و میان آن همه مو، یكی فقط سپید بود كه صدبار به من نشانش داده بودی. همان وقتی كه می‌رفتیم از سر كوچه بستنی بخریم و من از بغل تو پایین نمی‌آمدم. یادم هست. دیشب بغضم گرفت وقتی دیدمت ولی دستمال نداشتم كه یك دل سیر گریه كنم. چه قدر فكر كردم صبح كه خدایا حالا كه همه قاطی كرده‌اند، من باید این‌ها را بنویسم یا ننویسم؟!
خدایا! خیلی از ما بچگی‌مان با صدای آژیر قرمز و توپ و تانك گره خورده بود و بعضی‌هایمان البته نمی‌فهمیدیم ماجرا از چه قرار است. اما آنهایی كه فهمیدند و دیدند هم حالا بعضی‌هایشان به یك آلزایمر ترش دچار شده‌اند. شاید هم آلزایمر دچار آنها شده است.
انگار بر تو چه گذشته است را كسی نمی‌خواهد برای ما بگوید. یك سری هم كه از بغل دست تو برای خودشان دكان دو نبش باز كرده‌اند...
چراچین افتاده زیر چشمانت.چرا روزگارچنین است...چرانیستی تو...



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 مهر 1387 توسط اسدالله‌ زاده
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  
تمامی حقوق این سایت و مطالب آن متعلق به سایت شخصی و تخصصی اسدالله زاده می باشد.
Weblog Themes by Blog Skin