نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 آذر 1388 توسط اسدالله زاده
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زدو رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت....
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 شهریور 1388 توسط اسدالله زاده
سینما شلوغِ امشب ، هیچکس این فیلمُ ندیده
کسی قصهی سقوطُ از ستاره نشنیده
قصهی شاخِ گوزنُ شاخهی بدونِ برگه
اما قصه ناتمومه ، سانسِ بعدی سانسِ مرگه
هر کسی از رو شمارهش روی صندلی نشسته
یه نفر برای شوخی درای سالن رُ بسته
طپشِ ترانه مُرده تو رَگای این دقیقه
لحظه لحظهی شروعِ یکهتازیِ حریقه
سینما ! آی سینما رِکس ! آخرین فیلمتُ بفروش
واسه هر بلیط یه دریا گریه کن بغضِ منم روش
سینما ! آی سینما رِکس ! پردهی سیاتُ بنداز
اگه از حافظه رفتی جون بگیر تو نبضِ آواز
صدایِ جیغِ جماعت شبُ میشکنه دَمادَم
این بوی سوختنِ چوبه ، یا بوی کبابِ آدم ؟
شعله قَد کشیده تا سقف ، ریهها خونهی دودِ
به جای آتیشنشانی ، تاولِ که زود به زودِ
پردهی پاکِ نمایش گُر گرفته از حرارت
فردا رُ عزا میگیرن آدمای این ولایت
سینما وُ آدماشُ شعلههای شب سوزونده
وقتی که خروس بخونه سینما رِکسی نمونده
سینما ! آی سینما رِکس ! نگاکن ! یه مردِ سوخته
هنوز از بینِ ذغالا چشماشُ به پرده دوخته
شبِ بیستُ هشتِ مرداد سینما رِکسُ سوزوندن
اونا که این کارُ کردن خودشون مرثیه خوندن
سوختنِ اون همه آدم تا اَبَد نمیره از یاد
نفرتِ قبیله از تو ، همیشه باقیِ جلاد !
کسی قصهی سقوطُ از ستاره نشنیده
قصهی شاخِ گوزنُ شاخهی بدونِ برگه
اما قصه ناتمومه ، سانسِ بعدی سانسِ مرگه
هر کسی از رو شمارهش روی صندلی نشسته
یه نفر برای شوخی درای سالن رُ بسته
طپشِ ترانه مُرده تو رَگای این دقیقه
لحظه لحظهی شروعِ یکهتازیِ حریقه
سینما ! آی سینما رِکس ! آخرین فیلمتُ بفروش
واسه هر بلیط یه دریا گریه کن بغضِ منم روش
سینما ! آی سینما رِکس ! پردهی سیاتُ بنداز
اگه از حافظه رفتی جون بگیر تو نبضِ آواز
صدایِ جیغِ جماعت شبُ میشکنه دَمادَم
این بوی سوختنِ چوبه ، یا بوی کبابِ آدم ؟
شعله قَد کشیده تا سقف ، ریهها خونهی دودِ
به جای آتیشنشانی ، تاولِ که زود به زودِ
پردهی پاکِ نمایش گُر گرفته از حرارت
فردا رُ عزا میگیرن آدمای این ولایت
سینما وُ آدماشُ شعلههای شب سوزونده
وقتی که خروس بخونه سینما رِکسی نمونده
سینما ! آی سینما رِکس ! نگاکن ! یه مردِ سوخته
هنوز از بینِ ذغالا چشماشُ به پرده دوخته
شبِ بیستُ هشتِ مرداد سینما رِکسُ سوزوندن
اونا که این کارُ کردن خودشون مرثیه خوندن
سوختنِ اون همه آدم تا اَبَد نمیره از یاد
نفرتِ قبیله از تو ، همیشه باقیِ جلاد !
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 مرداد 1388 توسط اسدالله زاده
پشت خط قرمز
زیر خط فقر
سر یه دو راهی گیر کردم
یه ور جنگ و قحطی یه ور بدبختی
نه میتونم برم نه برگردم
دهقان فداکار در به در و بیکار
نگفتی علم بهتر بود یا ثروت...
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 تیر 1388 توسط اسدالله زاده
همه چیز سر جاشه
جای گلهگذاری نیس
یه سری دزدن و یه سری پلیس
یکی میبره، یکی میخوره
من و تو چی کارهایم؟
شما روتو بکن اونور داداش به شما اصلا مربوط نیس.....
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 اردیبهشت 1388 توسط اسدالله زاده
نوشته های پیشین
»
معماری
» نحوه رسیدگی دادگاه به درخواست فروش ملك غیر قابل افراز
» اطلاعیه در خصوص آزمون ورودی کارآموزی وکالت1390 (مرحله دوم)
» زرتشت
» نتایج آزمون وکالت 1390
» امروز دلم یه جای خالی میخواد کیلومترها خالی میخواهم از ته دل داد بزنم خیلی پرم ...
» برگـزاری آزمون وكالت 90 در چهارم آذر
» جملات زیبای دکتر شریعتی
» شناسایی و اجرای احكام دادگاههای خارجی در ایران
» دکتر شریعتی
» اقدام مثبت دادگاه متهمان و چند نکته
» اولین سینمای آبی کشور در دریاچه مصنوعی پارک آزادی شیراز افتتاح شد.
» ای كاش !!!
» بازداشت متهم بیگناه و ضرر و زیانهای مادی و معنوی فرد زندانی
» نجات غریق
» نحوه رسیدگی دادگاه به درخواست فروش ملك غیر قابل افراز
» اطلاعیه در خصوص آزمون ورودی کارآموزی وکالت1390 (مرحله دوم)
» زرتشت
» نتایج آزمون وکالت 1390
» امروز دلم یه جای خالی میخواد کیلومترها خالی میخواهم از ته دل داد بزنم خیلی پرم ...
» برگـزاری آزمون وكالت 90 در چهارم آذر
» جملات زیبای دکتر شریعتی
» شناسایی و اجرای احكام دادگاههای خارجی در ایران
» دکتر شریعتی
» اقدام مثبت دادگاه متهمان و چند نکته
» اولین سینمای آبی کشور در دریاچه مصنوعی پارک آزادی شیراز افتتاح شد.
» ای كاش !!!
» بازداشت متهم بیگناه و ضرر و زیانهای مادی و معنوی فرد زندانی
» نجات غریق