«آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند . . .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 آذر 1388 توسط اسدالله‌ زاده

 

زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم . . .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 آذر 1388 توسط اسدالله‌ زاده

شیر نری دلباخته ‏ی آهوی ماده شد.
شیر نگران معشوق بود و می ‏ترسید بوسیله ‏ی حیوانات دیگر دریده شود.
از دور مواظبش بود.
پس چشم از آهو برنداشت تا یك بار كه از دور او را می نگریست، شیری را دید كه به آهو حمله كرد. فوری از جا پرید و جلو آمد.
دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.
با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.
و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد.
نتیجه اخلاقی: هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید و در دنیا رو سه چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوقتون و سومی را یادم رفت. اها اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه .



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آذر 1388 توسط اسدالله‌ زاده

 

 به شریک زندگی خود توجه کنید . . .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 مهر 1388 توسط اسدالله‌ زاده
اولش همه شکل هم هستیم, کوچولو و کچل حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است با اولین گریه بازی شروع میشه هی بزرگ می شیم بزرگ و بزرگتر اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست حتی صداهامون! گاهی با هم می خندیم,  گاهی به هم!

اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده

واسه بردن بازی روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد گاهی باید برای بردن بازی بین دو نیمه
دوباره متولد شد!

یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.

منم یک سال بزرگتر شدم ... یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ تونستم همونی باشم که هستم ؟ تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ تونستم کسی رو نرنجونم ؟ تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟
نمی دونم ...! باید فکر کنم ...!! شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم, ولی یکسال بزرگتر شدم...اونم خیلی سریع!!!
 
 جشن تولد, بدون کیک و شمع و بادکنک, توی کافی نت هم میتونه قشنگ باشه!
تولدم مبارک


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 شهریور 1388 توسط اسدالله‌ زاده
(تعداد کل صفحات:11)      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...  
تمامی حقوق این سایت و مطالب آن متعلق به سایت شخصی و تخصصی اسدالله زاده می باشد.
Weblog Themes by Blog Skin