سال تحصیلی ۸۷ رو توی دفتر خاطراتمون مینویسیم. سال خوب و بدی بود. خوب و بدش رو هم به دست فراموشی میسپاریم و منتظر سال جدید و خوبی ها و بدی هاش مینشینیم. شاید امسال خوبی هایش بیشتر باشد... امسال هم شیراز طلبید!
- 190 تا پست واسه یک سال، نشون میده که چه بر سر اینجا آمده است!
- یکی از بزرگترین اتفاقات امسال برای asadolahzadeh.ir این بود که بلاخره تونستم فایل ها و عکسهای وبلاگ روی پرشین گیگ آپلود کنم و بی نیازی خودم رو به www.4shared.com ثابت کنم!!!
- نظرتون درباره قالب جدید چیه؟ هر گونه بهم ریختگی در قالب مربوط به اینترنت اکسپلورست!
- امیدوارم امسال برای همه سالی پر از موفقیت باشه.
نوروز كه میشود،روزهایآخراسفند كهمیرسد،عطش گنگی تورا وامیدارد كه به كارهای نكردهات برسی.هی هلت میدهد، درگیرت میكند، عصبیمیشوی، انگار كه آخرین روزِ خداست. انگار، آخرین روزِ تو است.
پر میشوی از خاطراتی كه بخشیاز سالهایرفتههستند، گویا و مغموم ، و خواستههایی كه برای سالآینده داری ، گنگ ،مبهم.
انگار یكی نهیبت میزند و به پیشت میراند تا این لحظههایآخر، با خودت نباشی، مال خودت نباشی.
زمستانی را كه به شوق بوی عیدی ، بوی توپ ، بوی كاغذ رنگی ، پشت سر گذاشتهبودی ، حالا دیگرنیست. اما خستگیها و دلتنگیها ماندهاند . چیزی تغییرنكرده است .
پرسشهایی مدام ، كه تنها شكلشان عوض شده ، حالا دیگر كارشان بجایی رسیده كه انگشت اتهامی شدهاند بسوی خودت.
واژههای قشنگ ، مدفون شده ، زیر تلنباری از اندوه . انگار خوابی و كابوس میبینی. درد مزمن شده است . حسش نمی كنی . مثل دستی كه بر خشونت دیوار كشیدهمیشد و خون میریخت در «آبی» .
تنهایی،تنهایی، تنهاییِ مطلقِ تقدیریِ آدم .
آنكه تورا آفرید ، گرسنه بودی سیرت كرد، تشنه بودی سیرابت ساخت، برهنه بودی پوشاندت ، بی پناه بودی پناهت داد ، تنها بودی ، همدمت شد ، عصیان كردی ، نفرینت نكرد، چگونه تو را در این برزخ ، رها میكند؟ كجائی خدا ؟ یك نفر اینجا با تو حرف دارد...
بهار راآفرید تا بیگزندِ این همه كلامِ گزنده ، این همه اندوه فرساینده ، جهان را دوباره بیافریند . تابدانی چیزی خنده دار تر از واقعیت نیست.
كشوی سردخانه را كه كشیدم ، دستانش را كه گرفتم ، یخ زده بود. مثل یك شیء. انگار هیچوقت نبوده ، انگار بخشی از زندگیمن كه با او بود در خوابیگذشته كه واقعیت نداشتهاست . و این سرنوشت محتوم همه ارتباطاتی است كه با دیگران داری . انگار در خواب میگذرد . سرانجام یكی از همین روزها باور میكنی هیچیك از آنها حقیقت نداشته و هیچ پیوندی ماندگار نیست. تنهایی،تنهایی، تنهاییِ مطلقِ تقدیریِ آدم .
مرگ ، ما را از رنجِ این همه پرسش رها و از اینهمه كابوس ، بیدار میكند.
بهار ، پس از زمستان ، یعنی بیداری ، پس از كابوس ، یعنی شادیهای كوچك ، پس از اندوهی بزرگ .
خدا نه برای آسمانها و نه برای زمین، بلكه برای گلهایی كه در بهار برایمان میفرستد، چشمِ پاسخ دارد.
تا تنهائیات را با او قسمت كنی.

سپاس خدایى را كه بر ما منّت نهاد به وجود محمّد (ص)
در میان امّتهاى گذشته و قرون سپرى شده،
به قدرت و توانى كه از هیچ چیز هر چند بزرگ، ناتوان نباشد، و هیچ چیز هر چند كوچك از نظرش نهان نماند.
و ما را خاتم همه امّتها قرار داد،
و بر منكران حق و حقیقت گواه گرفت،
و ما را از باب ایثار نعمت بر آنان كه اندك بودند فزونى بخشید.
بارالها، پس درود فرست بر محمد كه
امین وحى تو...
«صحیفه سجادیه»
ادامه مطلب
یكم- شب كه داشتم آشغالها رو میبردم سر کوچه دیدم یكی دارد میان آشغالها می لولد. دلم برایش سوخت. گفتم آقا، روزی چه قدر درآمد داری؟!
نگاهم كرد.
گفتم این سوژه از آن سوژههایی است كه جان میدهد برای دست نویس سایت اما وقتی به من گفت كه از 7 بعدازظهر تا 9 شب كار میكند و روزی 15هزار تومان كاسب است دلم برای خودم سوخت.
كاش او، از من یك گزارش تهیه میكرد.
دوم- ....(اسمشو نمیگم) دچار ریزش موی سر شده بود. هربار كه به سلمانی میرفت دستور می داد گاهی فرق سرش را به طرف راست باز كنند گاهی به سمت چپ. كم كم موهایش ریخت و فقط یك دانه مو به سرش باقی ماند. ولی مردك همچنان به سلمانی میرفت و بار آخر سلمانی از او پرسید حالا فرقت را از كدام طرف باز كنم؟
مردك بیچاره گفت: صاف بزن بالا. این قرتیبازیها به ما نیامده.
حالا جریان آنهایی است كه زیر لب نق میزنند و پچ پچ میكنند تا این بلاگ رو میبینند. پیشنهاد میكنیم صاف بزنند بالا. این قرتیبازیها فقط مخصوص ماست.3-این مطلب ماهم به سررسید.کلاغه به خونش نرسید.راستی ما از این به بعد بیشتر در مورد كلاغها مطلب مینویسیم.
راستی اگه دیدی آقا كلاغه بعد از چهار، پنج سال به درختی كه میخواست نرسید فكر بد نكن! یا چند نفر از دوستانش سیریش شدهاند و گیر سه پیچ دادهاند و كلاغه را بردهاند خانهشان ماهواره تماشا كردهاند یا كلاغه رفته سرقرار یا مأمورها ریختهاند به مكانی و كلاغه را گرفتهاند در حالی كه شیرموز میخورده یا این كه اگر خیلی نگرانش هستی یه زنگ بزن به موبایلش خب!
» نحوه رسیدگی دادگاه به درخواست فروش ملك غیر قابل افراز
» اطلاعیه در خصوص آزمون ورودی کارآموزی وکالت1390 (مرحله دوم)
» زرتشت
» نتایج آزمون وکالت 1390
» امروز دلم یه جای خالی میخواد کیلومترها خالی میخواهم از ته دل داد بزنم خیلی پرم ...
» برگـزاری آزمون وكالت 90 در چهارم آذر
» جملات زیبای دکتر شریعتی
» شناسایی و اجرای احكام دادگاههای خارجی در ایران
» دکتر شریعتی
» اقدام مثبت دادگاه متهمان و چند نکته
» اولین سینمای آبی کشور در دریاچه مصنوعی پارک آزادی شیراز افتتاح شد.
» ای كاش !!!
» بازداشت متهم بیگناه و ضرر و زیانهای مادی و معنوی فرد زندانی
» نجات غریق